أین الرّجبیّون...


خورشیدولا، سر زده از مشرق اعجاز
عالم شده روشن زتجلّیِ مهِ ناز

آمد به جهان، جلوۀ ربّانی فاطر
آن نور شکافندۀ علم، حضرت باقر(ع)

شد ماه رجب، ماه خدا، فیض الهی
بارد ز سماوات ولا، لایَتناهی

جاری شده از عرش بر این فرش به غفران
از نهر رجب، کوثر اعطایی جانان

سر داده ندا، آن مَلک داعی و با عشق:
برخیز بیا؛ نیست تو را فاصله تا عشق

در خلوت دل، صبح سحر، وقت مناجات
با صدق اگر آیی به در قبلۀ حاجات

حق می‌دهدت ره به درون حرم عشق
آن‌گه بشوی مست ولای کَرم عشق

بر حال دل خود به بصیرت، نظری کن
براوج سماواتِ وجودت سفری کن

بنگر تو در آن صُقع دلت نور علی(ع) را
آن عشق خدای ازلی و ابدی را

در جلوۀ توّاب نگر، آن یَم رحمت
آغوش گشوده به تو با شوق هدایت

تابان بشود لیلۀ بیضاء، رخ دلبر
آن آینۀ ذات خدا، حضرت حیدر(ع)

آن هادی خلق آید و با عشق و تولّی
حیران بکند جلوۀ او، ارض و سما را

شد ذکر و دعا، صوم و صلاة، مرکب رهوار
با سیر وجودی ببرد دل به بر یار

وقت است، بیا توبه کن از این "من" و "ما"یی
ادراک کن ای جان، که ظهورات خدایی

هان! بشنو، تو "أین الرّجبیّون" ز ولایت
برپا شده اکنون، تو بدان حشر و قیامت

با عشق بیا بر سر این سفرۀ توحید
تا سر زند از مشرق اعجاز تو خورشید

نسرین گل‌احمدی - تهران



لطفا دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید