حق تربیت




تربیت نسل ۷

می‌گه: «والّا قدیما کسی به ما نگاه هم نمی‌کرد؛ اما تربیت شدیم! حالا می‌گن اگه می‌خوای بچه‌ات خوب تربیت بشه، برو حقّشو بشناس! مگه حقّ ما رو شناختن؟»
بهش می‌گم: «بله، شما راست می‌گی. پدر و مادرای ما نه سواد داشتن، نه کتاب می‌خوندن. اما هرچی بود، فاز زندگی‌شون، فاز تربیتی بود. 
یادمه رسم بود اگه یکی می‌اومد خواستگاری، می‌پرسیدن: «آقاداماد، دستش کجا بنده؟ پیش کی کار می‌کنه؟» که یه وقت نون ناجور سر سفره نیاره، پس‌فردا بچه‌شون ناخنک به مال مردم نزنه. اما حالا...
وقتی خواستگاری و عقدکنون به خوبی و خوشی تموم می‌شد، یا دوشنبه‌شبا بوی پلو از خونه‌شون می‌اومد یا پنجشنبه‌شبا؛ آخه می‌گفتن: «ثواب داره زن و شوهر، تو این شبا کنار هم باشن.» اما حالا...
بعدش هم حامله‌های زمان ما، یا یه کاسه آش چغندر هوس می‌کردن یا یه انار دونه‌یاقوتی ترش؛ اما حالا یا چیپس می‌خوان یا پفک و نوشابۀ خنک!
تازه، هرچیزی رو هم نگاه نمی‌کردن تا مبادا رو بچه‌شون تأثیر منفی بذاره؛ اما حالا حتی تو برنامه‌کودک هم تصویر خون‌آشام داره!
اون وقتا بچه هنوز به دنیا نیومده، اسم داشت: محمد و فاطمه، مجتبی و مریم، هادی و هدی، ابراهیم و سارا...؛ اما حالا تا کلی وقت که اسم ندارن؛ بعدم باید تو لغت‌نامه‌ها دنبال معنی اسماشون بگردیم!
همین‌طور تا نوجوونی و جوونی، همه چیز.

بله جونم، بله عزیزم؛ اصول تربیتی، ادای حقّ من و تو به شکل سنتی تو خونه‌هامون جاری بود. اما حالا که الگوهامون عوض شده، مدل تربیتی‌مون تلگرام و اینستا شده، باید بریم از نو، حقّ و حقوق بچه‌ها رو بشناسیم.»



لطفا دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید