تربيت نسل




تربيت نسل 11

من مثل بعضی از مادرها نیستم که خود را مالک فرزندم بدانم! 
می‌دانم او امانت الهی است و تمام سعی‌ام را می‌کنم تا حقّش را ادا نمایم و او خوب تربیت شود. چقدر با ظرف غذا و قاشق دنبالش راه افتاده‌ام تا مبادا کم بخورد و لاغر و ضعیف شود. به هزار ترفند، غذاهای او را رنگارنگ می‌کنم تا خوشش بیاید. حواسم هست که همیشه تمیز و مرتب باشد و لباس مناسب بپوشد. تا هفت‌سالگی حتماً باید یادگیری زبان را برایش شروع کنم. قبل از مدرسه هم باید خواندن و نوشتن را یاد بگیرد. خیلی از بچه‌ها الآن این‌طور هستند؛ نمی‌خواهم او پیششان کم بیاورد! من ساعت‌ها کتاب آموزش تربیت فرزند می‌خوانم. می‌خواهم او در آینده، فردی موفق در جامعه باشد و... .
اما راستی چقدر به فرزندم به عنوان دنباله و امتداد خودم نگاه کرده‌ام: موجودی دیگر که هرچه کند، حتی پس از مرگ هم دنبال من خواهد آمد؟ 
آیا نباید بیش از آنکه همّ و غمم خوردن، پوشیدن، شغل آینده و امور دنیایش باشد، بکوشم او را بندۀ مطیع خدا بار آورم و معرفت و آداب دین را به جانش بچشانم؟ 
اگر او امانت الهی است، حقّش ادا نمی‌‌شود، مگر وقتی او را چنان تربیت کنم که مالک و ربّش می‌خواهد، نه آن‌طور که در جامعه و عرف پسندیده است.

براي شناخت حق فرزند، بايد ابتدا معناي حق را بررسي كنيم. (حق) امري است ثابت كه تغيير و تحول نمي‌پذيرد.حقيقت حق فقط خداست. اما وجود ما و وجود هستي نيز ظهور حق اند و همواره ثابت اند. براي همين (من) ما با تمام تغيراتي كه در شرايط جسمي،اخلاقي و افكارمان رخ مي‌دهد، همان است كه از آغاز بوده است.

پس رعايت حق فرزند، يعني رعايت آنچه (من ) او يا جانش را سالم نگه مي‌دارد.



لطفا دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید