! معرفی تکنیک های خود شناسی 

خانم  لطفی‌آذر(فاطمه میرزایی اهرنجانی) دارای مدرک کارشناسی علوم و حدیث، سطح یک حوزه، کارشناسی ارشد علوم قرآنی، مدرس دانشگاه و مدارس و کارشناسی فلسفه و کلام می‌باشد. 

ایشان متولد ۱۳۳۴هستند.

 هدف خانم لطفی آذر از تبلیغ پیشرفت سطح معرفت و خود شناسی و تفسیر قرآن می‌باشد.

برای ارتقاء سطح علمی و معرفتی دانشجویان کلاس وتحقیق و بررسی برگذار می‌کنند وهمچنین برای استفاده همگان حتی کسانی که در خارج از کشور و شهرستانها هستند کلاسهای آنلاین به صورت‌‌‌‌‌‌ مجازی تشکیل می‌دهند.

خانم لطفی‌آذر در حوزه کاری ، مدرس دانشگاه و مدارس و مجالس بانوان در مساجد و حسینیه‌ها، مولف کتابهایی با موضوعات مختلف در زمینه معارف اسلامی اخلاق، تربیت دینی وکار می‌کنند.

تعلیم مربیان و مدرسان و مدیران  در تقویت اصول اعتقادات دین؛ برگزاری کلاسهای اخلاقی و اصول عقاید به منظور ارتقا معنوی نوجوانان و جوانان کشور و همچنین اشاعه فرهنگ شیعی در خارج از مرزهای کشور از جمله کارهای ایشان می باشند.

نمونه‌ای از مباحث ایشان در مورد کرامت می‌باشد که در اینجا به آن اشاره‌ای می‌شود.

کرامت

 کرامت، عزت و برتری ذاتی است. پس شخص کریم در هر شرایطی و نسبت به هرکسی کرامت دارد؛ زیرا هرگز نمی‌تواند خلاف ذات خود عمل کند.

کریم، کاری ندارد که طرف مقابلش داراست یا ندار؛ در هر حال، آنچه را دارد، به او می‌دهد، بدون اینکه هیچ توقعی از او داشته باشد.

چشمه کرامت، خداست که از کَرمش هستی را آفریده و پایدار نگه داشته است؛ و حتی اگر اهالیِ هستی به او کافر شوند، آن را پس نمی‌گیرد. اما...سهم بندگان از این کرامت چیست؟

اینکه بفهمند اوست که می‌دهد و پیوسته می‌دهد؛ پس در تمامِ آنچه داده و تمام مراتب وجودشان، او را ظهور دهند؛ از خور و خواب، خانه‌داری، نوع پوشش، عطر و بو، و حتی سلیقه گرفته تا تمام ویژگی‌های اخلاقی و افکار و عقایدشان.

این، کرامتی است که این روزها و شب‌ها در پی آنیم و در حریم کریم و کریمه اهل‌بیت(علیهم‌السلام) دنبالش می‌گردیم.

خداوند پیش از ظهور انسان، تمام اسماء خود را ظهور داد و همه موجودات آفریده شدند. اما هیچ‌کدام به تنهایی، توان انس با ذات خدا را نداشتند و وقتی امانت الهی به آن‌ها عرضه شد، عقب کشیدند. خدا را می‌دیدند و می‌شناختند؛ عبد او بودند و تخلف هم نکردند. فقط ضعف خود را یافتند که هرکدام تنها یک یا چند اسم الهی را ظهور داده‌اند و توان روبه‌رویی با ذات جامع اسماء را ندارند.

اینجا بود که انسان آفریده شد؛ موجودی که همه مراتب را پذیرفت و توانست با ذات حق‌تعالی مأنوس شود. موجودی که تک‌تک اسماء الهی، جان او را سیراب نمی‌کرد و به کمال نمی‌رساند؛ بلکه سر و کارش با اسم جامع الله بود و «ألا بِذِکْرِ اللهِ تَطْمَئنُّ الْقُلُوب».

این همان کرامتی است که خدا آن را مختص انسان قرار داده و به نحوه بودن و نوع وجود انسان برمی‌گردد، نه به ظاهر و افعال او.

حال در خود بگردیم؛ به هر رتبه‌ای از وجود مایل باشیم، در همان رتبه خدا را ملاقات خواهیم کرد. چه میلمان به دنیا باشد، چه به بهشت، چه عفو الهی و چه ترس از جهنم. اما بدانیم تا زمانی که خود خدا را نخواهیم، به آرامش نمی‌رسیم و کرامت انسانی‌مان ظهور پیدا نمی‌کند.

خدا کریم است؛ یعنی حتی آنجا که بنده مرتکب گناه شده و از او می‌گریزد، آغوش فضل خود را برای بنده گشوده و چشم‌برهم‌زدنی مِهر و رحمتش را از او نمی‌گیرد. این، کرامت خداست که حتی اگر بنده بین خود و او هزار پرده و حجاب بگذارد، باز خدا از او بریده و جدا نمی‌شود.

ما نیز اگر می‌خواهیم مظهر اسم «کریم» شویم، اول از همه باید نسبت به خودمان کرامت داشته باشیم و با خودمان این‌گونه مدارا کنیم.

یعنی وقتی اسیر گرفتاری‌های بُعد نازل مثل بیماری یا مرگ شدیم، حتی اگر در دام گناه افتادیم، از خود ناامید نشویم؛ بلکه بُعد عالی وجودمان را ببینیم که می‌تواند این نقص و تیرگی را برطرف کند و ما را به آرامش برساند. مثل نفس ناطقه که وقتی بدنمان دچار زخم یا بیماری می‌شود، آن را ترمیم و درمان می‌کند.

پس به جای اینکه این‌همه به زبان بگوییم: «خدایا، ببخش» و در عمل، کارمان را ادامه دهیم، یک بار یاد بگیریم خودمان خودمان را ببخشیم و خدا را این‌گونه بشناسیم که ما در هر حال و هر شرایطی باشیم، در آغوش اوییم و او به فضلش می‌تواند ما را از آن مرحله به سلامت بگذراند.

همه انسان‌ها به حکم اینکه انسان هستند، از بدی بدشان می‌آید. پس اگر از کسی بدی سر زد، به جای اینکه بدمان بیاید و بدی‌اش را به او تذکر دهیم، به یاد داشته باشیم که همه انسانیم؛ پس وجه مشترکمان را در نظر بگیریم و بخشی از انسانیتی را که هم در او و هم در ماست، نشانش دهیم تا زیبایی‌اش را ببیند و جذب آن شود.

مثل جریان آن کودک که بر لب بام بازی می‌کرد و هر لحظه ممکن بود پایین بیفتد. مادرش می‌دانست که اگر کودک را صدا بزند و بگوید: «برو عقب»، خطرش کمتر نیست؛ بلکه چه‌بسا باعث شود او بترسد یا لجبازی کند و جلوتر بیاید. برای همین، کودک دیگری را صدا کرد و او را به پشت‌بام برد. کودک اول وقتی او را دید، از لب بام کنار آمد تا با هم بازی کنند؛ چون هم‌جنس خود را دیده و جذبش شده بود. به این ترتیب خطر برطرف شد.

این، برخورد کریمانه با خطاهاست. به جای اینکه کنار بایستیم و بگوییم: «داری می‌افتی»، صفات زیبایی را که درونش هست و به آن‌ها تمایل دارد، نشانش دهیم. مطمئن باشیم که اگر به جای تذکر به دیگران، مراقب خود باشیم، نور کرامت ما به آن‌ها نیز می‌رسد و دیر یا زود، بدی‌شان را کنار می‌گذارند.

برگرفته ازبیانات استاد لطفی آذر دردهه کرامت در شهر مقدس مشهد

کتاب‌های خانم لطفی‌آذر

سخرانی‌ها‌ی خانم لطفی‌آذر

برای تهیه از این مباحث به سایت سائحات مراجعه کنید حتی می‌توانید صوتها و سخنرانیهای ایشان را از موسسه سائحات سفارش دهید تا برایتان ارسال شود. 

برای مطالعه بیشتر می‌توانید به سایت سائحات مراجعه کنید.