ادب فرزند


فرزند دلبندم، هفت‌روزه است. او را در آغوش دارم
و به افق‌های دور خيره شده‌ام.
هفت‌سالگی‌اش توجه‌ام را جلب می‌کند.
آرزو دارم کودکم در هفت‌ سال اول زندگی،
آغوش مادر، خانه و دنيا را امن بداند
تا امنيت توشة راهش در هفت سال دوم شود.
آرزو دارم لذت امنيت را با تمام وجود بچشد
تا ناامنی را تاب نياورد و در رفع آن بکوشد.
من به او امنيتی خواهم بخشيد، از جنس محبت، رحمت،
حرارت، شوق به زندگی حقيقی، عشق به حيات و...
همانند امنيتی که حضور خداوند به من می‌بخشد.
*****************

برای بسیاری از ما خوبی و ادب، عادت شده است. ادب داریم و کودکانمان را ادب می‌کنیم، چون می‌خواهیم مردم، ما را این طور

ببینند یا خیال خودمان راحت باشد، که خوب رفتار می کنیم !  درحالی که ادب یعنی چون حق از ما خواسته صفات اسما و زیبایی‌های

او راظهور دهیم یعنی انجام تکالیف وادای حقوق خود ودیگران طبق خواست خدا و از آنجا که حق، بی نهایت جلوه دارد رفتار مودبانه،

نیز همیشه یکسان نیست گاهی، حسن ادب خوش رویی و صبوری است گاهی سخت گیری و قاطعیت گاهی سکوت گاهی سخن و



لطفا دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید